صائن الدين على بن تركه
145
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
و اين نيست مگر آنكه اميمه در ميان گروه زنان ، دامنكشان از آنجا گذشته است . ص 78 ، س 10 : و إن ذبحوا فذلك . . . : اگر ذبح كردند ، امروز روز عيد است و اگر كشتند ، در مهمانى بزرگ و باشكوهى كشتهاند . ص 78 ، س 14 - 15 : وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا . . . : بهشتى كه پهنايش آسمانها و زمين است ( آل عمران 3 / 133 ) . ص 78 ، س 18 : بىرنگ : در فرهنگهاى لغت ، معادل طرح بدون رنگ آمده است كه نقاشان و بنايان در آغاز كار بر روى كاغذ بكشند ( نگاه كنيد به : لغتنامهء دهخدا ذيل بىرنگ ) . استاد شفيعى كدكنى در مجالس پرفيض درس خويش مىفرمودند اين همان « پيرنگ » معادل شالوده و بنيان رنگ در طراحى نقاشان است كه به لحاظ يكسانى رسم الخط « ب » و « پ » در متون كهن ، به صورت بىرنگ ضبط شده است . ص 78 ، س 22 : شربنا على ذكر . . . : پيش از آن كه تاك آفريده شود شرابى به ياد حبيب خورديم كه بدان سرمست گشتيم . شعر از ابن فارض است و معادل اين بيت فارسى : بودم آن روز من از طايفهء دردكشان * كه نه از تاك نشان بود و نه از تاكنشان ص 79 ، س 9 - 11 : إذا ما اقتنى العلم . . . : هنگامى كه آدم سبك مغز و تبهكار علم را فرا مىگيرد ، زشتيها و اوصاف نكوهيدهء ضميرش دو چندان مىشود . از علم خويش نيرويى مىبايد كه به وسيلهء آن شرّ و تباهى ذاتش حملهور مىشود . دشمن برادرانش مىگردد و شمشير برّانى بر ضدّ گروه و طايفهء خود مىشود . ص 79 ، س 18 : پير كز گردش . . . : در حديقهء سنايى ، ص 721 چنين ضبط شده است . پير كز جنبش ستاره بود * گرچه پيرست شيرخواره بود ص 80 ، س 4 : اهل يقين . . . : شعر از مخزن الاسرار نظامى ، ص 104 است . ص 80 ، س 5 : أطرق كرا . . . : كرا خاموش باش كه شترمرغ در آبادى هست . از ضربالمثلهاى عرب است و در جايى گفته مىشود كه شخص حقيرى دربارهء موضوع بزرگى اظهار نظر كند ، در حالى كه بزرگانى در مجلس حاضرند و امثال او لب فروبستهاند . « كرا » مرغى كوچك است و « نعامة » مرغى بزرگ ( مجمع الأمثال ، ميدانى ، ج 1 ، صص 445 - 446 ؛ فرائد الأدب ، ذيل طرق ) . ابن منظور به گونهء : « أطرق كرا إنّ النّعام فى القرى » ضبط